تاریخ انتشار :سه شنبه ۱۳ شهریور ۹۷.::. ساعت : ۳:۴۷ ب.ظ
فاقددیدگاه

عصر ناتوانی

photo_2017-04-19_12-19-03

میدان آزادی- با پیروزی انقلاب اسلامی دوره ای در مدیریت کشور آغاز شد که اصطلاحا می توان از آن به عصر توانمندی تعبیر کرد چرا که همگان در پی آن بودند تا عقب ماندگی های تاریخی کشور را برطرف کنند، روستاها را آباد کنند، جاده بکشند، درمانگاه و بیمارستان بسازند، سرویس بهداشتی و مدرسه درست کنند، کتابخانه و مسجد به پا کنند، منبع بگذارند و لوله کشی بکنند و این همه نیازمند جوانانی پرکار و مدیرانی توانمند بود. با شروع جنگ اکنون علاوه بر توانایی و دانایی، شجاعت هم به ویژگی های مدیران که اکنون دیگر عنوان فرمانده داشتند افزوده شده بود که صد البته این فرماندهان از دل میدان های نبرد و رویارویی های مداوم با دشمن بیرون می آمدند.
با پایان جنگ و آغاز دوران سازندگی از غلضت توانایی و دانایی و شجاعت کاسته شد و کمی دیدگاه اقتصادی و اجتماعی به ویژگی های مدیران افزوده شد و البته تفکیک سیاسی هم به طور بارز چهره نمود.با آغاز به کار دولت اصلاحات در انتخاب مدیران علاوه بر دیدگاه سیاسی اصلاح طلبی یکبار دیگر بر دانایی و توانایی تاکید شد و دولت اصلاحات را در سطح کشور مدیران توانمند اداره کردند. اگرچه برخی افراد درون جبهه ی اصلاح طلبان گاه به تندروی و افراط هم افتادند.
با استقرار دولت اصولگرایان چون بخشی از خط و مشی آنها حذف کامل اصلاح طلبان بود اولویت اول آن ها دیدگاه سیاسی شد و با تمام توان تلاش نمودند در هر رده ای اصلاح طلبان را حذف و اصولگرایان را بگمارند. تلاش دولت اصولگرا در این زمینه آنچنان گسترده بود که به طور طبیعی در بسیاری از سمت ها عملا دانایی و توانایی مطرح نبود و در مجموع قامت مدیریت کشور کوتوله شد. رفتارهای افراطی و تندروانه ی بسیاری از افراد درون جبهه ی اصولگرایان جامعه را نسبت به افراط گرایی به واکنش واداشت.با روی کار آمدن دولت موسوم به تدبیر و امید یک استراتژی زمزمه شده در انتخاب و انتصاب مدیران اجرایی شد و آن این بود که «سعی شود از افراد شناخته شده و مطرح دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا در مدیریت ها استفاده نشود» اگرچه در ابتدا شاید منظور از شناخته شده افراد افراطی دو جناح بود اما در عمل به همه ی افراد توانمند تعمیم یافت و تقریبا شناخته شده مترادف دانا و توانا شد و لذا عصری در مدیریت جمهوری اسلامی آغاز شد که می توان از آن به عصر ناتوان ها یا عصر بی خاصیت ها نام برد، چرا که در جریان کشاکش های سیاسی سال ۷۶ به بعد عملا افراد با خاصیت و توانمند کشور در دو جریان اصلی کشور یعنی جریان اصولگرا و اصلاح طلب گرد آمده بودند و عمدتا افرادی که جسارت و توانایی حضور در این عرصه ها را نداشتند، آهسته خود را کنار می کشیدند و در حاشیه ها می نشستند. اکنون این حاشیه نشین ها هستند که به عرصه ی مدیریت فراخوانده می شوند و طبیعی است که از افراد حاشیه ای و بی خاصیت نباید انتظار مدیریت پویا و توانا داشت. آن ها برای روزهای عادی هم مناسب نیستند چه رسد به روزهای غیرعادی و حساس چون شرایط کنونی، حذف افراد توانمند از مدیریت اجرایی کشور یکی از پیامدهای سیاست آرامش در مدیریت و عدم استفاده از افراد شناخته شده ی جناح های سیاسی دولت تدبیر و امید است که امیدی به اصلاح آن با تدبیر این دولت نیست.
دکتر محمدتقی رخشانی

دیدگاه خود را به ما بگویید.