- اصلاحات شرق - http://www.eslahat-sb.ir -

نجفی هزینه اصلاح طلبی را پرداخت

جنبش اصلاح طلبی از دوم خرداد ۷۶ با ریاست جمهوری سید محمد خاتمی مطرح شد. در دوره ایی اکثریت مجلس و دولت و شورای شهراهای بزرگ در اختیار اصلاح طلبان بود. حتی در همان دوره هم فاصله شعار و عمل بسیار زیاد بود و این شاید بدلیل طرح شعارهایی فراتر از ظرفیت برای عملیلاتی کردن آن بود. به دو دلیل, اول حوزه اختیارات محدود و دوم ایستادگی گاها فراقانونی مخالفین برای عدم موفقیت اصلاح طلبان در اجرایی کردن اهداف. از ابتدا هزینه اصلاح طلبی زیاد بود. از ترور مغز متفکر اصلاحات حجاریان تا محاکمه کرباسچی و فشارهایی که به بسیاری از اصلاح طلبان وارد آمد که برشمردن آن مثنوی هفتاد من خواهد شد. آخرین مورد حاشیه هایی است که برای آقای نجفی ایجاد شد هر چند اصل ماجرای ایشان از ابتدا تا انتها قابل دفاع نیست اما فارغ از شهرت ایشان که تاثیر شدیدی بر انعکاس خبرهای مسایل خصوصی ایشان داشت اما بخشی به این لغزش دامن زدند و انگار یک سناریویی را برای ترور شخصیت ایشان به اتمام رساندند. در این مورد هر فردی میتواند از روزنه دید و برداشت خود بنگرد اما آنچه محرز است آقای نجفی هم قربانی شد تا به نوعی هزینه اصلاح طلبی را پرداخت کند و اتفاقا صدا و سیما بنابر وظیف ذاتی!!! با جزئیات و قدم به قدم موضوع را اطلاع رسانی کرد!!!
در مقیاسهای کوچکتر محلی گهگاه نماینده اصلاح طلب مواجه با پخش عکسهای خصوصی خانواده میشود و انواع تنشها و مشکلات روحی میشود تا تاوان اصلاح طلبی و تامین منافع مردم را در برابر انصارطلبان بدهد.
به حکم انسان بودن هر فرد و گروهی جایز الخطاست اما اینکه رقیب سیاسی با ابزاری که در اختیار دارد در احوال افراد تجسس کند و خصمانه این خطاها را نه برای بهبود و رفع، بلکه برای حذف رقیب بکار برد پذیرفتنی نیست و یک رقابت نامتوازن و شاید بتوان گفت داور درجای رقیب قرار گرفته است.
حال این سوال مطرح است که این هزینه هایی که پرداخت شده آیا دستاوردش همسان بوده یا خیر؟
چرا اصلاح طلبان علیرغم اقبال عمومی مردم نتوانستند در اداره کشور پذیرش و سهیم شوند؟
شاید تداوم حیات اصلاحات به پاسخ این سوالات برگردد.
باید پذیرفت تداوم این شرایط میسر نخواهد بود. بدلیل هزینه بالای اصلاح طلبی، مهره های توانمند این جنبش به حاشیه رفته و از صحنه خارج شده اند و از سویی دیگر دستاوردهای ناچیز اصلاح طلبی اعتماد مردمی که سرمایه و نقطه قوت اصلاح طلبان است بشدت کاهش داده و به نا امیدی بدل شده است. این کاهش محبوبیت مجموعه ای که در چارچوب نظام فعالیت کرده و به نوعی ضامن تداوم امید و ثبات نظام بوده است بزرگترین چالش پیش روی نه فقط اصلاح طلبان بلکه نظام است.
دو راه در پیش روست. راه نخست پذیرش جنبش اصلاح طلبی صرفا بعنوان یک رقیب سیاسی که رقابتها در جلب آرا ظهور میکند نه در تهدید و ارعاب و هزینه های پس از آن، با توجه به دستاوردها منطقی بنظر نمیرسد. راه دوم خروج اصلاح طلبان از حاکمیت و واگذاری تمام و کمال اداده کشور به رقیب، که چالش حفظ محبوبیت و پشتوانه مردمی را برای نظام خواهد داشت.

هیئت تحریریه سایت اصلاحات شرق